محیط کسبوکار امروز به قدری غیر قابل پیشبینی شده است که تنها نکتة قطعی تغییر است. شرکت های مشاورهای بزرگ دریافتهاند سازمان هایی که تحول دیجیتال را پذیرفتهاند دانش و بینش و درک مهم برای ایجاد مزیت رقابتی در مقایسه با رقبای تحول نیافته کسب کرده اند و همچنان میکنند. مقالات بسیاری تحول دیجیتال را امری حیاتی برای بقای سازمان عنوان کرده اند. ولی تحول چالش بزرگی است. سازمان ها با عدم قطعیت و پیشبینی ناپذیری در محیط فعالیتشان مواجهاند و این سازمان ها را وادار به شناسایی و عکسالعمل به تغییرات خارجی میکند. این قابلیت انطباق سازمان همان چیزی است که با مفهوم چابکی شناخته میشود. تحول چابک به عنوان یک جهش سازمانی شناخته میشود؛ بیشتر به این دلیل که دامنة تغییرات مورد نیاز تمام رفتارهای سازمان همچنین نقش افراد درگیر و مسئولیت ها را پوشش میدهد. فرایند تحول چابک فقط متدولوژی مدیریت پروژه را تغییر نمیدهد، بلکه بسیاری تغییرات سازمانی بنیادی و پیچیده مرتبط با مدیریت و رهبری و حکمرانی در تمام سطوح را همراهی میکند. تحول دیجیتال نیازمند چابکی کسبوکار است و به کارگیری یافتههای چابک در تمام سازمان تنها رویکردی است که موفقیت دائم را باعث میشود. در مقالات و گزارش هایی چابکی را چارچوبی مناسب برای تحول دیجیتال معرفی کرده اند. ولی با وجود این پژوهشی آکادمیک در این حوزه تا به حال صورت نپذیرفته است. در این پژوهش قصد داریم چرخة حیات تحول دیجیتال چابک را از طریق روش مرور نظاممند پیشینه تبیین کنیم.